تبليغاتX
. . . هر گونه کپی از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع و نام نویسنده بلامانع است . . .
blogersicon
๑۩۩๑ چــشـــــــم انــــتـــظـــارت ๑۩۩๑

هر روز واژه هایم را معطر میکنم به عطر خاطره هایت ؛ با این امید که روزی خواهی آمـد . . .




الا ای یار مظلومان کجایی؟

دوای درد مجروحان کجایی؟

زمان دوریت کی آخر آید؟!

جلای قلب محرومان کجایی؟


********************


می نشینم جمعه ها در انتظارت؛سیدی.

دیدگان پرگناه من براهت؛سیدی.

عمرمن آمد به پایان سرور و مولای من.

کی بیفتداین نگاهم بر نگاهت؛سیدی.




برچسب‌ها: یــار مظلـــومـــان
+ تاريخ : چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 ساعت 11:33 نويسنده : حسین چمنی (فـــریـــاد) |



آهای غریبه...

جایگاه دستهای من در مدار باورهایت کجاست؟!

سپید میبینی مرا؛یا سرشار از سیاهیم؟!

در نگاهت کجا هستم؟

هی با تو هستم؛سیاهی...

مرا؛

خستگی ام را؛

تنهاییم را؛

سادگیم را؛باور کن...

من همان ساده ی زودباوری هستم که باورش این بود که باورش داری!

من همانم؛

ولی تو همان نیستی!

چقدر عوض شده ای!

چقدر رنگ عوض کرده ای!

چقدر رنگ باخته ای!

چرا باخته ای!؟

چرا باخته ام؟!

آهای سیاهی؛

چقدر دور شده ای!

چقدر دور شده ام!

چقدر دور شوم از خاطراتت که دیگر بوی تعفن نگاه های سردت

عذابم ندهد؟!

صدایت را نشنوم؟!

نگاه سردت را نبینم؛

و...

در یک کلام :

از یاد ببرم تو را؛

ای غریبه با من و لحظه های من...


 


برچسب‌ها: آهــــــــــای غــــــــــریبـــــــــــــه
+ تاريخ : سه شنبه هشتم فروردین 1391 ساعت 12:51 نويسنده : حسین چمنی (فـــریـــاد) |






مانده ام دیـده به راهــــــــت که بیایــــی آقا،

صبـح جمعــــــه زدلم عقــــده گشایـــــی آقا،

عقده ام دیدن آن صورت همچون ماه است،

بابی انت و امـی ، به کجــــــــــــــایی آقا؟!!





برچسب‌ها: عقـــــده
+ تاريخ : جمعه نوزدهم اسفند 1390 ساعت 14:7 نويسنده : حسین چمنی (فـــریـــاد) |



ای دل چه نشسته ای که پرپر شده ای؟!

در مسلک عاشقان ؛ تو کافر شده ای ،

یک شهر و همه مدعی و لاف زن عشق،

در رتبه ی عاشقی ؛ تو آخر شده ای ! !




برچسب‌ها: لاف عشق
+ تاريخ : جمعه دوازدهم اسفند 1390 ساعت 15:54 نويسنده : حسین چمنی (فـــریـــاد) |






رسید جمعه ی دیدار ؛ امید برپا شد،

دل رمیــده ی ما هم پراز تمنـــا شد.

تمـــام فاصلـــه ها بی شمار دلتنگنـد،

دوباره جمعه گذشت و دل،غرق غوغا شد.




برچسب‌ها: دلتنگـــی
+ تاريخ : جمعه پنجم اسفند 1390 ساعت 11:48 نويسنده : حسین چمنی (فـــریـــاد) |








مژده بادا که ربیع آمد صفر پایان گرفت.

این دل غمزده آخر به سرا سامان گرفت.

خاتم پیغمبران هم،در ربیع رخ بنمود؛

ماه عشق از ره رسید و هردلی درمان گرفت.


برچسب‌ها: ماه ربیـع
+ تاريخ : چهارشنبه پنجم بهمن 1390 ساعت 21:5 نويسنده : حسین چمنی (فـــریـــاد) |





وقتی تو نباشی...

شعر، گناه بزرگی ست

وقتی غریبی کنی و کنار واژه هایم ننشینی!

وقتی جای پای تو بر ساحل ترانه هایم نباشد!

مگر ، جز با طلوع نام تو

از آنسوی تاریکی ترانه ؛ شعر زاده میشود؟!

شاید روزی

نگارش نیاز و نوازش را

بر دفتر خاک گرفته ی خاطرات ، از سر گرفتم

تنها کافی ست

سایه ی حضور تو بر سر واژه هایم باشد

سایه ات را از من مگیــــر

.

.

.


برچسب‌ها: در نبــــودنــــت
+ تاريخ : جمعه بیست و سوم دی 1390 ساعت 13:0 نويسنده : حسین چمنی (فـــریـــاد) |




از لطف دعایت از بلا حفظ شدیم

از شر تمام فتنه ها حفظ شدیم

ای معنی یابن السنن المشهوره

برگرد دعای ندبه را حفظ شدیم


 *       *       *


دل بیقرار نیست ادا در می آوریم


دنبال یار نیست ادا در می آوریم

بر لب دعای ندبه و دل غرق شهوت است؛

این انتظار نیست ادا در می آوریم



با تشکر ازمهدی صفی یاری و محمد علی رحیمی



برچسب‌ها: دعای نـــدبـــه
+ تاريخ : جمعه شانزدهم دی 1390 ساعت 14:1 نويسنده : حسین چمنی (فـــریـــاد) |





یه دختر سه ساله؛غمش قد یه دنیاس،

اون دوباره دلتنگ قدّ رشید باباس.

عمه چرا نیومد بابای مهربونم،

بابا نیومد مثلِ عموی نازم عباس.

عمه میگه:دخترم،بابات پیش خدا رفت،

جای بابات از این پس توی دل آدمهاس.

اون دختر سه ساله؛دلش گرفت یه عالم،

اشکاش میریختن انگار؛توی چشاش یه دریاس.

دشمن ناجوونمرد ؛دوباره نامردی کرد؛

هلهله کرد انگاری؛فاتحِ کهکشونهاس.

فرشته ی کوچولوگریه میکرد زار و زار

دِق کرد دیگه جوُن نداشت؛جاش توی آسمونهاس.

 

السلام علیکِ یا رقیه خاتون(س)


لینک این سروده در سایت شعر نو:

http://www.shereno.com/6518/7557/152918.html



برچسب‌ها: فرشتـه ی کـــوچــولــــو
+ تاريخ : پنجشنبه هفدهم آذر 1390 ساعت 22:43 نويسنده : حسین چمنی (فـــریـــاد) |




چشمهایی که فریاد زدند؛

دستهایی که دیدند؛

سرهایی که پرواز کردند؛

لبهایی که خواندند؛

حنجره هایی که گلگون شدند،

ویاسهای پرپر؛

همه و همه شاه بیت غزلی بودند که عشق را به تغزل نشستند،

و افلاکیان هنوز انگشت به دهانِ عشق بازی زمینیانِ آسمانی اند؛بر پهنه ی این خاک شرمسار .

تاسوعا و عاشورای حسینی بر همه ی خاکیان افلاکی تسلیت باد.

 

راز این قصّه ی تلخ چه کسی میداند؟

قصّه ی حنجر و خنجر چه کسی میداند؟

لب گلگون ؛سرِ پرخون؛به فراز نیزه؛

شرح این غربت محزون چه کسی می داند؟!

 

 السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین


لینک همین سروده در سایت شعر نو



برچسب‌ها: غربت محزون
+ تاريخ : یکشنبه سیزدهم آذر 1390 ساعت 16:7 نويسنده : حسین چمنی (فـــریـــاد) |

چشم انتظارت